#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_180


تینا:اخه پچه ها تنهان تازه من حوصلم سرمیره اونا دخترن سرکارشون میزارم چمیدونم هزارکار میکنیم حوصلم سرنمیره بعدشم غذا درست میکنم هرروزمیخای بری خونه بیا بگیرازم

آرتا:باشه آبجی جان مواظب باشا بسلامت

سوارماشین شدم ترافیک بوددچه

ترافیکی تا راه بازشد راه افتادم

ورسیدم

با گوشیم زنگ زدم به فاطی

فاطی:جانم

تینا:بیاین پایین بریم بیرون

فاطی:کی امدی

تینا:الان رسیدم بدوبای

چنددقیقه ای طول کشید تا تشریف آوردن خوشگلارو ندزدن صلوات..

نشستن توماشین گفتم:بچه ها پایه این امروز یکم اسگل کنیم یزره کرم بریزیم

فاطی:چهارپایه ام

مریم:منم پایه ام شدید بزن بریم

رسیدیم پارک ماشینو پارک کردم رفتیم داخل پارک

گفتم:بچه ها اون پسره رو ببینین پیش دختره نشسته دل و قلوه میدن یکم اذیتش کنیم هستین

فاطی و مریم هردو همزمان گفتن:هستیم

داشتم میرفتم سمتشون که شنیدم دختره به پسره گفت:امیر دوستم داری

فهمیدم اسم پسره امیره ایول

رفتم پیششون با جیغ گفتم: امیر خجالتم خوب چیزیه شماره میدی اونوقت بایکی دیگه میشینی

پسره:اشتباه گرفتی خانوم

یه کاغذالکی ازکیفم دراوردم انداختم جلوش

بیا این شمارت خاک برسرت

دخترخانوم همین جوری که منو سرکارگذاشت توروهم سرکار میزاره

دختره با گریه بلندشد زد زیرگوش پسره گفت:خیلی بیشعوری عوضی

بعدشم رفت منم دیدم وضعیت خیلی قرمزه دوتا پاداشتم دوتا دیگه قرض گرفتم دویدم سمت ماشین بچه هام دنبالم

سریع سوارماشین شدم گازشو گرفتم ده برو که رفتیم

ازآیینه جلو ماشین دیدم پسره داشت میدوید دنبالمون خخخ

با بچه ها زدیم زیرخنده وای خیلی حال داد

ماشینو نگه داشتم ازماشین پیاده شدیم دروقفل کردم

به اینجا میگفتن پارک ولی هیچی نداشت فقط چمن داشت

اینجا کیف میداد برای پیاده روی

همینجور داشتیم پیاده میرفتیم که دیدم یه پسره داره میره

بهتره یکم کرم بریزم گفتم:آقا ساعت چنده

پسره:ساعتشو نگاه کرد گفت پنج

romangram.com | @romangraam