#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_277
همینجور خشکمون زده بود و بی اراده زل زده بودم توی چشماش
چرا تاحالا توجه نکرده بودم
چشمای مشکی انقد خوشکله..؟!
همیشه احساس میکردم فقط چشم رنگی جذابه و دختر کش..
ضربان قلب مرتضی رو به خوبی حس میکردم
که با تمام قدرت به قفسه سینه اش میکوبید...
دستم روی پاش کشیدم و با حس برامدگی ریزی زیر دستم خوشحال
سریع دستم توی جیبش بردم و دستبند بیرون کشیدم
مرتضی انقد محو من بود
که اصلا متوجه هیچی نشد...
نمیدونم چرا خشکش زده بود و هیچ عکس العملی نشون نمیداد
نکنه سکته کرد از ترس!!
یهو مرتضی عین جن زده ها منو پرت کرد روی تخت بلند شد داد زد_هیچ معلوم هست چیکار میکنی؟؟
حالت چهرمو مظلوم کردم_خب بغلت کردم
اخم کرد_بیخود کردی..
دختره چشم سفید تو حلال و حروم سرت نمیشه و خدا پیغمبر نمیشناسی
من که میدونم بزور میخوای خودت قالب من بکنی..
با دهن باز زل زده بودم بهش که تند تند منو توبیخ میکرد
فکر نمیکردم مرتضی انقد عصبانی بشه
صورتش از عصبانیت قرمز شده بود
یهو ناخودآگاه لب زدم_دوستت دارم
دهنش باز کرده بود حرفی بزنه که ساکت شد
با دهن باز زل زده بود به من
دستم روی دهنم گذاشتم
اصلا نفهمیدم این ک کلمه چجوری و از کجا به زبون من اومد
لب گزیدم و بی صدا عقب گرد کردم و از اتاق بیرون زدم
صورتم از گرما و خجالت گر گرفته بود
احساس میکردم الان قیافم دقیقا شبیه رب گوجه شده
نفهمیدم چجوری از خونه بیرون زدم و پریدم تو واحد خودمون...
صبح با سر و صدای کسی از خواب بیدار شدم
کمرم خشک شده بود
تمام طول شب از ترس دیده شدن
زیر میز نشسته
خوابم برده بود
آروم گردنم ماساژ دادم
و از زیر پارچه رومیزی نگاه کرده
نیلو تنها بود
سریع از زیر میز بیرون اومدم
که با دیدن من ترسیده از جا پرید_هین..تو اینجا چیکار میکنی؟؟
ب سختی کمر خشک شدمو راست کردم_آخ..کمرم..
نیلو_نگو کل شب این زیر بودی؟؟
سرمو به نشونه آره تکون دادم
نیلو_خااک تو سرت ..مگه اتاقا رو ازت گرفتن؟
روی صندلی نشستم_ترسیدم نرگس جون منو ببینه...
استکان چای جلوی دستم گذاشت_بازم دلیل نمیشه خودتو عذاب بدی..
استکان برداشتم تا دوباره برم زیر میز که نیلو دستم گرفت_کجا؟؟
به میز اشاره کردم_قایم شم دیگه..
نیلو_نمیخواد نرگس جون صبح زود رفت
romangram.com | @romangram_com