#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_255
یهو چیزی یادم اومد و شتاب زده پرسیدم_دوقلوها کجا رفتن؟تو این چند روز اثری ازشون نبود؟؟
مهبد زل زد یه زمین_فرار
با صدای بلندی گفتم_چی؟
نگاهش توی نگاهم دوخت_باورت میشه تمام مدت اونا جاسوس بودن و مارو به هر طرفی که میخواستن میکشیدن؟!
سرگرد های با سابقه ای که بخاطر پول خودشون فروخته بودن به یه مشت قاچاقچی...
با دهن باز زل زده بودم بهش که از جاش بلند شد_باعث بانی مرگ آرین هم همون دوتا هستن
شانس اوردیم از زمان ماموریت خبر نداشتن و تونستیم دستگیری رادمهر و بقیه بگیریم ولی اون دوتا خیلی زرنگ بودن و فرار کردن..
دستش مشت کرد_ولی پیداشون میکنم...
آهی کشیدم و از روی زمین بلند شدم_من دیگه میرم
مهبد سر تکون داد_امیدوارم بازم ببینمت..
لبخند غمگینی زدم و به سمت خیابون رفتم
که نیلا از پشت درخت ها بیرون اومد _بریم خواهری؟
سری تکون دادم و برای ماشین دست تکون دادم که نگه داشت و دوتایی به سمت خونه رفتیم...
ماشین سر کوچه نگه داشت
دوتایی پیاده شدیم
نیلا چسبید بین پاش غرید_نیلو من دارم میترکم زودتر میرم تو پشت سرم بیا..
سری از روی تاسف تکون دادم_عین بچه ها از بس گفتی ریخت ریخت مخ منو خوردی ..برو تا به گند نکشیدی کوچه رو...
با دو به سمت خونه دوید و پشت سرش به راه افتادم...
*نیلا *
حتی یه ثانیه دیگه هم تحمل نداشتم
تمام مدتی که نیلو کنار قبر آرین بود
در مرز انفجار بودم و خدا خدا میکردم سریع بلند بشه برگردیم خونه...
در حیاط با کلید باز کردم و مثل پرنده که از قفس آزاد میشه به سمت آسانسور پرواز کردم
که با باز شدن در آسانسور نگاهم به مرتضی افتاد
با دیدن من چشما ش گرد شد نگاهش سر خورد اومد پایین و روی دستم که
بین پام گذاشته بودم خشک شد
لب گزید_استغفرالله...
خندم گرفته بود
ولی اگه میخندیدم مطمئن بودم جیشم میریخت
پریدم تو آسانسور در بسته شد...
هی خودم اینور و اونور میکردم
که مرتضی زیر لب غرید_آروم بگیر ..
چپ چپ نگاهش کردم_نمیتونم...
اصلا تو چرا پیاده نشدی وقتی آسانسور اومد پایین مگه نمیخواستی بری؟؟
دستش توی جیبش کرد
که با لودگی داد زدم_میخوای ت*اوز کنی؟؟
با چشمای گرد شده به سمتم چرخید ولی سریع نگاهش دزدید و روی زمین انداخت_دختر تو شرم و حیا نداری؟؟
ریز خندیدم_چی؟
تسبیحی از جیبش بیرون کشید و مشغول ذکر گفتن شد
تای ابروم بالا رفت_بابا ایول
به محض باز شدن در بیخیال مرتضی شدم
پریدم سمت واحد و در باز کردم و
romangram.com | @romangram_com