#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_251


اصن..





نیلا منو توی بغلش فشرد_هیس آروم باش

همه چیز دیدم تقصیر من بود باید کاغذ یادداشت رو جای بهتری میزدم





حتما کنده شده افتاد زیر یخچال و آرین اونو ندیده

آب دماغم بالا کشیدم_هرچی اون حق نداشت منو بزنه..





نیلا صداش حرصی شد_آره..نگران نباش حالشو میگیرم..





روی زمین پشت در نشسته بودیم

که کسی به در کوبید...

نیلا تند ازم جدا شد و مثل موش خزید زیر تخت





از پشت در کنار رفتم که در اتاق باز شد با دیدن آرین اخم کردم و نگاهم ازش گرفتم





نزدیک تراومد و جلوی پام نشست





اصلا دلم نمیخواست باهاش حرف بزنم





من منی کرد_من ..بخاطر رفتار چند دقیقه پیشم معذرت میخوام..

وقتی دیشب دیدم نیستی کل خونه دنبالت گشتم

ولی اثری ازت نبود

وتلفن و ادرسی هم نداشتم که دنبالت بگردم

و تا صب مثل مرغ سرکنده اینور و اونور رفتم...

دیگه میخواستم واس گم شدنت برم اداره که برگشتی..





هیچ جوابی بهش ندادم

که کمی سکوت کرد_نیلو...میبخشی؟؟





اخمم غلیظ تر شد





که با صدای اروم تری گفت_نیلو





داد زدم_نه ...از اتاق برو بیرون..نمیخوام ببینمت..





متعجب زل زده بهم دهنش چندبار باز و بسته شد

ولی نمیدونم توی نگاه اشکیم چی دید که بی صدا از اتاق خارج شد





و دوباره زدم زیر گریه..

و دستم روی شکمم گذاشتم

دردش به شدت روی اعصاب و روانم اثر گذاشته بود





نیلا از زیر تخت بیرون اومد _ابجی نبات داغ بیارم برات؟؟





هق زدم_نه..

نیلا_قرص؟؟





کمی فکر کردم_آره





سرش تکون داد_همینجا بمون الان میام





از اتاق بیرون رفت

به تخت تکیه دادم و پاهام توی شکمم جمع کردم

*نیلا*

عصبی به سمت آشپزخونه رفتم و توی کشو ها مشغول گشتن بودم که یهو با صدای آرین ترسیده از جا پریدم_دنبال چی میگردی؟؟





بخاطر سیلی که به نیلو زده بود

از دستش عصبی بودم





چپ چپ نگاهش کردم و دوباره مشغول گشتن توی کابینت و کشوها شدم...

با دیدن جعبه کوچیک پر از قرص لبخند کمرنگی روی لبم نشست





جعبه روی میز گذاشتم و تند تند بین بسته ها دنبال مسکن میگشتم





که یهو آرین مچ دستم گرفت_تو قرصا دنبال چی هستی؟؟





دستم پس کشیدم _به تو مربوط نیس





منو سمت خودش کشید_فکر میکنی نمیفهمم میخوای با خوردن قرص الکی خود کشی کنی؟؟!





چشمام گرد شد و بلند زدم زیر خنده_فکر میکنی انقد ارزش داری که بخاطر یه سیلی خودکشی کنم؟؟





از حرفم جا خورد

با دست به عقب هلش دادم

romangram.com | @romangram_com