#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_184
هر روز یه چیز می خورد و بهتر بود همه چیز سر میز باشه...
تا برگشتم کاسه ها رو بذارم روی میز، با دیدن آرین که با بازو تکیه داده بود به دیوار ترسیدم
لبخند زدم_ سلام...صبحتون بخیر
ابروش رو بالا انداخت و پشت میز نشست:
- سلام
سریع چای دم کردم و گفتم:
- دو دقیقه دیگه دم میکشه
چیزی نگفت.
گردو ها رو روی میز گذاشتم و لیوانی برداشتم تا براش چای بریزم
حوله ای دور گردنش بود و مشخص بود باهاش موهاش رو خشک کرده
یکی نبود بگه کله سحری حموم رفتنت چیه
میری بیرون سرما میخوری حالا بیا درستش کن
همینجوری گند اخلاق هستی
مریضم که بشی لابد واویلا میشی
چای تازه دم رو توی لیوان ریختم و جلوش گذاشتم
داشتم پنیر رو از یخچال در میاوردم که بی هوا گفت_
- نامزدت چطوره؟؟
نگاهش کردم_ممنون خوبه
کنجکاو پرسیدم_چطور؟؟
پوزخند زد_میدونه هر روز تو بغل یه نفری؟؟
لقمه ای که توی دهنش بود رو قورت داد_سبک دوست داشتنت خیلی جالبه
تکیه دادم به سنگ کابینت و گفتم_
- بله؟؟
دستش رو توی هوا تکون داد:
- با چند نفر حال می کنی؟
اصلا نمی فهمیدم چی میگه
گیج بهش زل زده بودم که ادامه داد:
- نامزد داری، با مهبد تیک می زنی....!؟
دهنم باز موند
شوکه شده اومدم چیزی بگم که اجازه نداد:
- هیس
از جاش بلند شد و سمتم اومد
جلوم ایستاد و سرش رو خم کرد سمتم_برای همین اون روز نذاشتی ببوسمت؟
فکر کردی شاخ و دافی؟
از حرفاش شوکه شدم. بدتر از حرف هاش قیافه ای بود که گرفته بود
انگار از دیدنم چندشش می شد
با نفرت نگاهم می کرد:
- شایدم اصلا کارت همینه
سرش رو کج کرد:
- پسرای پولدارو مخ می کنی که پولشونو بدزدی هان؟
حس کردم آب یخ روم ریختن
سر جام خشکم زد و بغض مثل گلوله گلوم رو سوراخ کرد
همه ی بدنم شروع به لرزیدن کرده بود
عصبی دست بلند کردم و کوبیدم توی صورتش:
- خفه شو....
پنیر رو پرت کردم روی کابینت و به سمت اتاقمون دویدم
در رو بستم و پشت در نشستم
اشک هام دونه دونه روی صورتم راه گرفت
درد حرفش یه طرف بود
درد اینکه حدسش درست بود داشت وجودم رو مثل خوره می خورد
romangram.com | @romangram_com