#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_161


و از اتاق خارج شد





آرین مشغول باز کردن دکمه های لباسش شد

پیراهنش رو از تنش کند

با دیدن بدن عضله ایش دوباره مسخ شدم..





واقعا هیکلش عالی بود...ادم دلش میخواست تا صب توی بغلش بخوابه...





سرم تکون دادم

که دستش به سمتش شلوارش رفت

اوه نه نه اینو در نیاریا.....

دستم روی دهنم گذاشتم که صدای ازم خارج نشه که..

چشمام محکم روی هم فشار میدادم

خاک برسرت کنن پسره بی خاصیت

همینطور بی هوا باید شلوارت در بیاری

نمیگی شاید یه دختر زیر تختت قایم باشه

اه اه





با صدای بسته شدن در

چشمام باز کردم

کسی توی اتاق نبود

ولی لباس های آرین روی زمین بود هنوز





فکر کنم رفته دستشویی...

لای در اتاق کمی باز شد





نیلا سرش داخل اورد

و با دست به من اشاره کرد تا از زیر تخت بیام بیرون





دستم به نشونه نه تکون دادم و به دستشویی اشاره کردم





نیلا نگاهی به در بسته دستشویی انداخت





یواش گفت_بیا تا نیومده...

سرم تکون دادم

_نه یهو سر میرسه شر میشه...





خودش بیشتر کشید توی اتاق همینجور که از در آویزون بود

از لای دندوناش غرید_ نمیاد بابا..یهو زیر تخت ببینتت که بدتره!!





دستگیره دستشویی پایین رفت

که نیلا تیز در بست فرار کرد

خودم دوباره زیر تخت قایم کردم





که با پایین رفتن تخت نفسم گرفت

خوشخواب زیاد از زمین فاصله نداشت

با نشستن ارین باعث شد

که زیر تخت له بشم..





مثل آدامس به کف اتاق چسبیده بودم

و آرین هم بیخیال هی روی تخت بالا و پایین میشد

غریدم_ معلوم نیست بالای تخت چه غلطی میکنه..





یهو وزنش از روی تخت برداشته شد

هنوز نفسم آسوده بیرون نداده بودم که





جورابش رو از روی زمین برداشت

باشدت بیشتری روی تخت نشست

که نزدیک بود چشمام از کاسه بزنه بیرون





دل و رودم که کلا قاطی شده بودند





دلم میخواست بلند شم تا جای که میخوره بزنمش





بعد از کلی کشتی گرفتن روی تخت و له شدن من زیر تخت





آرین رضایت داد که از روی تخت بلند بشه

و برگه ها رو از روی میز برداشت

تیپ فوق العاده رسمی زده بود

کت و شلوار مشکی با میراهن خاکستری و کراوات





و جلوی آینه

کرواتش رو مرتب کرد و از اتاق خارج شد





کمی که از رفتن آرین گذشت از زیر تخت بیرون اومدم





قفسه سینه ام درد میکرد_ای بمیری ارین..آخ آخ بدنم کوفته شد اون زیر..





با قامت خمیده از اتاق خارج شدم

romangram.com | @romangram_com