#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_148
خاله_ثروت هنگفتی از پدرشون به ارث رسیده
یه کارخونه بزرگ وسایل بهداشتی آرایشی هم دارن..
خندید_من همیشه پد بهداشتی دخترم از آقا میگیرم کیفیتشون عالیه
متعجب گفتم _هان؟!
ریز خندید_شوخی کردم باهات..
با غیض نگاهش کردم چه دل خسته ای هم داشت
خاله _برو از زیر زمین شیشه مشروب بیار
آقا عادت دارن بعد غذا میل کنن
لبم کج کردم_این آقا چه عادتا که ندارن
یهو دیدی عادت کردن که...
با دیدن چشمای گرد شده و لب گزیدن خاله ساکت شدم
به پشت سرم اشاره میکرد
انگاری گند زده بودم
آب دهنم قورت دادم و آروم سرم چرخوندم
که با دیدن جای خالی نفسم آسوده بیرون دادم
_خاله منو گرفتیا..
خندید_بهتره از آقا بد نگی چون مثل جن میمونه یهو دیدی جلوت ظاهر شد
_زیر زمین کجاست؟!
با انگشت به انتهای راهرو اشاره کرد_ته راهرو یه در چوبی
اونجاست
بی حرف به سمت زیر زمین رفتم
و در باز کردم پله های زیادی داشت که تهش سیاهی مطلق بود ..
عینهو این فیلم ترسناک ها یهو یه جن که خیلی شبیه رادمهره از ته راهرو میاد منو میخوره هوو
دستمو روی دیوار کشیدم تا پریز برق رو پیدا کنم
که با پیچیدن صدای توی گوشم ترسیده جیغی کشیدم که باعث شد پام سر بخوره و با باسن بخورم زمین چند پله رو همینطور نشسته قل بخورم..
از درد نمیتونستم تکون بخورم
قطره اشکی از چشمم چکید
مهبد_نیلو نیلو صدای جیغ بود چیزی شده؟!
غریدم_میمیری اگه قبل اینکه یهو ارتباط وصل کنی خبرم کنی؟
صداش آروم شد_معذرت میخوام..حالت خوبه؟؟!
لپم باد کردم_اگه له شدن بدنم و قل خوردنم از ده تا پله رو بشه نادیده گرفت شاید بشه گفت خوبم..
صدای خنده آرین شنیدم که همراهش زمزمه کرد_دست و پا چلفتی
به سختی از روی زمین بلند شدم
مطمئنا باسن و ران پام بخاطر شدت ضربه و لبه پله ها کبود میشد..
کلافه لپام باد کردم و به شدت بیرون دادم
و غریدم_حالا چیکار داشتی؟؟!
با صدای خاله جا خوردم
_نیلو جان داری چیکار میکنی دوساعته؟!
صدای مهبد توی گوشم پیچید_میخوام به اتاق رادمهر بری پرونده یا مدارکی ازش پیدا کنی؟؟
حضور خاله رو کلا فراموش کرده بودم تقریبا داد زدم_چیکار کنم؟
خاله_وا نیلو چرا عصبی میشی؟اگه از تاریکی میترسی خودم بیام..
چشمام از حرص بستم_نه خاله جان خودم الان میارم
به سمت پایین پله ها به راه افتادم
پام درد میکرد ونمیتونستم راحت راه برم
مهبد_چرا داد میزنی خب؟
نگاهی به پشت سرم انداختم
خبری از خاله نبود
دلم میخواست خودم همینجا بکشم تا از دست همشون راحت بشم_دیونه شدی مهبد؟من هنو دوساعت نشده اومدم اینجا انتظار داری برم اتاقش بگردم مدرک بیارم واست؟؟
اگه راحت بود خودتون چرا اینکار نکردین..
romangram.com | @romangram_com