#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_111
به سمت میز رفتم _خودم برات آهنگ میزنم
با دستام شروع کردم به کوبیدن روی میز و ریتم دادن به صدا
همینجور هم خودم رو تکون میدادم ...
صدام صاف کردم
"""فقط فقط خودم و خودت
تو بمون واسم
فقط فقط خودم و خودت
توی احساسم
فقط فقط خودم و خودت
رو تو حساسم
تو ام حواست به منه
تورو میشناسم """"
_درن درن درن رن...دیشتلنه دن دن
نیلا غش کرده بود از خنده
دستش بالا آورد_بسه بسه با این صدات مرغمون از تخم افتاد ...
اخم کردم_صدا به این خوبی کی شنیدی؟؟
چشمکی زد_از کره الاغ کدخدا ....
بالشت کوچیک روی مبل برداشتم پرت کردم سمتش
که محکم به گلدون کوچیک روی میز خورد
پخش زمین شد
با صدای بدی شکست...
با دست به صورتم کوبیدم_بدبخت شدیم...
نیلا_با تیپ پا ایندفعه میندازتمون بیرون...
با دو به به سمت آشپزخونه رفتم
جارو برداشتم
مشغول جمع کردن خورد شیشه ها شدم...
رو به نیلا کردم_بنظرت اگه چیزی نگیم متوجه جای خالی گلدون میشه؟؟؟
نیلا بغ زده سری تکون داد_این آدمی که من شناختم ...آره..
شیشه های شکسته رو توی سطل آشغال ریختم
ولو شدم روی مبل_نیلا برو وسایلمون جمع کن رفتنی شدیم...
نیلا بی حرف به سمت اتاق رفت..
آهی کشیدم
انگار اینجا بودنمون قسمت نبود ...
به سمت آشپزخونه رفتم
و زیر غذا رو خاموش کردم
حداقل اونجا گند زدیم..اینجا جبران بشه
با نیلا روی تخت نشستیم
نیلا_نیلو حالا کجا بریم؟؟
شونه هام بالا بردم_مثل گذشته میریم دزدی...
نیلا ذوق زده دستاش بهم کوبید_شاید عصبانی نشد و اخراجمون نکرد هوم؟؟
آهی کشیدم_حتی به در صد احتمالش نده
با صدای در حیاط نیلا سریع بلند شد_من که حاضر نیستم با این گاو زخمی رو به رو بشم..
از روی تخت بلند شدم_خودم شکستمش..خودم میرم...
نیلا_برو من از دور هواتو دارم...تومیتونی ..
در اتاق باز کردم
romangram.com | @romangram_com