#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_100


آرین اخمی کرد_برو تو اتاقت بخواب..دیگه بهت نیازی نیست..





اخم غلیظی روی پیشونیم نشست





بی حرف پشتم بهشون کردم به سمت اتاق به راه افتادم





لیاقت نداشتن بهشون کمک کنم..پسره بی تربیت





وارد اتاق شدم و در قفل کردم





نگاهی اطراف اتاق چرخوندم_نیلا؟؟کجایی





یهو کسی از پشت سر بهم چسبید و چشم و دهنم گرفت...





برای یک لحظه قبض روح شدم





با صدای نیلا نفس حبس شدم رو بیرون دادم





_وای..سکته کردما

نیلا خندید_ترسوی کی بودی تو..؟





چپ چپ نگاهش کردم_چرا قایم شدی...





خودم روی تخت انداختم





نیلا_مجبوریم تمام مدت قایم موشک بازی کنیم

ممکن بود بجای تو یکی از پسرا وارد بشه

اونوقت من وسط اتاق بودم

منو میدیدن...





دکمه های پیراهنم باز کردم_از همین اول کاری خسته شدم





این سرگرد انگار از دماغ فیل افتاده با یه من عسل هم نمیشه خوردش





نیلا خندید_ولی بجاش مهبد خیلی جیگره لامصب..





پیراهنم رو گوشه ای پرت کردم _من کلا از هرچی جنس مذکر بدم میاد...

با لباس زیر

روی تخت دراز کشیدم

نیلا هم لباسش عوض کرد کنارم دراز کشید





_تخت یه نفرستا...





سرش روی شونه ام گذاشت_من و تو یه نفریم ...





بیخیال چشمام بستم...





تو عالم خواب بیداری با صدای کوبش در

سیخ نشستم





منگ بودم _اینجا کجاست ؟من کیم؟؟





دوباره کسی با مشت محکم به درکوبید

صدای عصبی آرین بلند شد_در باز کن ببینم ...





نیلا هنوز خواب بود

میدونستم انقدر خوابش سنگینه که نمیشه بیدارش کرد...

تازه اگر بیدارم میشد منگ خواب بود حتما سوتی فجیعی میداد





سریع هلش دادم پایین

بسختی کشوندمش زیر تخت قایمش کردم ...





در اتاق باز کردم که مشت گره شده آرین روی هوا خشک شد





با چشمای گرد شده زل زده به من....





یهو لبخند پلیدی روی صورتش نشست_خیلی زود شروع کردی...





متعجب پرسیدم _چیو؟؟





پوزخندی زد و با چشماش اشاره با بالا تنه ام کرد_ذات کثیف خودتو...فکر نکن با این کارا میتونه به من برسی...





romangram.com | @romangram_com