#دروغ_شیرین
#دروغ_شیرین_پارت_233

- ببینین کیا اینجان.

- پری: سلام دکتر... حالتون خوبه؟

- آرتام: از این بهتر نمیشه. هیراد کجاست؟ هنوز نیومده؟

- نه جدیدا خیلی دیر میاد. فکر کنم سر و گوشش میجنبه.

- آرتام: نه بابا. هیراد از این کارا بلد نیست... باز من و بگین یه چیزی.

- میبینی تو رو خدا. حداقل جلوی من این حرفا رو نزن.

- آرتام: بده باهات صادقم؟

آقای جباری گفت: تازه خبر ندارین، الان اومدیم به دوست دختر جدید دکتر سر بزنم.

یکی از ابروهام و بالا انداختم و گفتم : بله بله؟

پری هم دستشو زد به کمرشو گفت:

- داشتیم دکتر؟

آرتام لبخندی زد و گفت:

- اگر دوست دارین میتونین همراه ما بیاین. مطمئنم شما هم ببینینش عاشقش میشین.

میدونستیم که همه ش شوخیه... اما قبل از این که مخالفت کنم پری گفت:

- پس چی که میایم. باید ببینم کی بوده که انقدر زود آناهید و از گود خارج کرده.

آرتام مهربون نگام کرد و گفت:

- نفرمایید. جای آناهید روی تخم چشمامه.


romangram.com | @romangraam