#دختر_بد_پسر_بدتر_پارت_122


حسش کردم

تپش قبلش

هیجانش

و حتی نبض زدن کنار شقیقه هاشو دیدم که وقتی باهاش حرف میزد

بوی غروری در رابطه با اون نبود

چشای رنگیش برق داشت

عشق داشت و من اون نگاهو میخواستم

من اون توجه رو برای خودم میخواستم و بدستش میاوردم

من نیازم

هرچی بخوام و بدست میارم

حتی فریاد رو

یه نفسی عمیق کشیدم درست مثل خودش و زمزمه وار ادامه دادم:

_ یه روز هم جلوی من انقدر شکننده میشی

بقیه راه به سفر فردا فکر کردم

وقتی جلوی در خونه ترمز زدم نگاه زن های فضول به سمتم چرخیده شد

ازین نگاه و زمزمه ها متنفر بودم

بدون توجه بهشون از موتور پیاده شدم

درِ حیاطو باز کردم و وقتی داشتم موتورو داخل میبردم صدای یک کدومشون رو شنیدم که میگفت:

_ دختره اینجارو کرده خونه فساد، هروز یه پسر با یه مدل ماشین و تیپ جلو در خونشه، خجالتم نمیکشه، نگا کن تروخدا واه واه

و درحالیکه چادرشو روی سرش مرتب میکرد ادامه داد:

_ حیف اون پسرای ترگل ورگل گیر این دختر میفتن

عصبی تر از پیش درو بهم کوبیدم و وارد خونه شدم

حیف فعلا وقت کل کل با این و اونو ندارم وگرنه مینشوندنش سرجاش

سرشون فقط تو زندگی مردمه و از هیچی خبر ندارن

متنفرم ازین ادما که اینجوری راحت راجب ادما قضاوت میکنن

لباس هامو با لباس راحتی عوض کردم و چمدون کوچیکمو از زیر تخت بیرون کشیدم تا وسایلمو اماده کنم

جلوی کمد لباسام نشستم و هر چیزی که چشممو میگرفت و بنظرم توش عالی میشدمو برداشتم و توی چمدون جا دادم و بعد داخل چمدون کفش هام چهار جفت کفش قرار دادم و همه رو گوشه اتاق مرتب گذاشتم

وقتی خواستم از اتاق بیرون بیام صدای زنگ گوشیم بلند شد

با فکر اینکه فریاده پا تند کرده به سمت گوشی رفتم اما با دیدن اسم شخص مورد نظر بادم خوابید

روی تخت نشستم و بعد از جواب دادن و نشستن رو تخت اخمی کردم که انگار الان اینجاست و این اخم و میبینه

_ بله؟

با صدایی ملتمس گفت:

_ نیاز خواهش میکنم به حرفام گوش بده

درحالیکه از سرجام بلند میشدم گفتم:

_ حرفی نمونده که بخوای بزنی، چند بار بگم؟

_ خواهش میکنم

_ ببین داداشِ من بیخیال ما شو دیه، ای بابا پیله کردی، شبیه دم خر افتادی پِیَم، بیخیال دیه

با این حرف زدنم بُهتشو میتونستم از اونور خط تشخیص بدم

پوزخندی زدم و گوشیو قطع کردم


romangram.com | @romangram_com