#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_196
من دیگه سیر شده بودم که صدای آبتین در اومد...
سریع بلند شدم و رفتم سمتش...
با دیدن من نق زدنش تموم شد...
از جاش بلندش کردم و لپشو بوس کردم....
بطری آب معدنی رو از کیفم برداشتم و یکمشو ریختم کف دستم...
با دست خیسم صورتشو شستم که لبخند دندون نمایی زد....
حالا نه که سی و دوتا دندونش پیدا باشه ها....
نه چهار تا دندونش پیدا بود...
بعد از اینکه صورتشو شستم قبل از اینکه بچه ها بقیه سفره رو شخم بزنن بردمش سر سفره....
جوجه هایی که استخوان نداشتو براش تیکه تیکه کردم و دادم دستش بخوره....
گوجه هم با قاشق بهش میدادم...
نصف غذا هاشو خورد که دیگه ادامه نداد....
سرمو از بشقاب گوجه به سمت صورت آبتین سوق دادم....
با دیدن صورتم که سمتش بود تکه کوچک جوجه تو دستشو سمتم دراز کرد....
از اینهمه محبتش سرتا پا شوق شدم.....
دهنم رو باز کردم که گذاشتش تو دهنم.....
وای که میخوام بخورمش.....
ای الهی فدات شم...
کوچولو ی با محبتم.....
با دیدن خوردن من به غذا خوردنش ادامه داد.....
نیم ساعت بعد هم غذاشو تموم کرد.....
بلندش کردم تا ببرم دست و صورتشو بشورم....
کل صورتشو کثیف کرده بود....
دستاشم که نگم بهتره....
به نگین گفتم:
آجی بیا این آبو بگیر تا دست و صورت آبتین رو بشورم.....
اونم اومد و دست و صورتشو شستم.....
بعد از شستن دست و صورتش رفتیم سمت بچه ها که در حال استراحت بودن.....
منم دراز کشیدم که آبتین اومد توی بغلم.....
منم با تموم محبتی که نسبت بهش داشتم به آغوش کشیدمش...
نیلوفر :
آبتین توی بغلم بود که یهو سردرد اومد سراغم...
(همینطور یهویی؟ _وای آره دارم میمیرم از سردرد)
از شدت درد اخم روی صورتم نشست...
اما سریع پاکش کردم...
دوست نداشتم کسی بدونه سردرد دارم....
آبتین خوابالو دوباره توی بغلم خوابش برده بود...
آروم دستمو از زیر سرش برداشتم...
به بگه ها نگاه کردم که دیدم هرکدوم یه ور ولن...
و صد البته توی چرت...
کیفمو برداشتم و از توی جیبش یه استامینوفن برداشتم...
آب معدنی هم درشو باز کردم و به همراه قرصم خوردم...
برگشتم که دیدم آرتیمان داره نگاه میکنه....
سرمو به معنای چیه تکون دادم...
(چجوری به معنای چیه تکون دادی سرتو ؟ _ایش به تو چه)
romangram.com | @romangraam