#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_176


تانی :

جون خودم از تو یجور دیگس.... ژان ژان جیگرتو خام خام بخورم یا پخته....





آقا اینو که گفت اونقدر خندیدم که حد نداشت... اون بی شعور هیزم گفت :

قربون خنده هات... ببینم شب هم میخندی یا نه....





لحنش جوری بود که یکم ترسیدم نکنه........ باشه... خو خدایی خیلی داغون بود.....





فکرمو که به زبون آوردم از بس خندید حمام داشت آوار میشد روی سرمون..... آخرشم گفت :

ایول... خوشم اومد خیلی بسی زیبا نقش بازی کردم.... الهی گوگولی.نترس باو....





دوشمونو که گرفتیم حوله های کوتاه مسافرتیمونو که از من قرمز بود و از تانی مشکی رو پوشیدیم.....





از حموم بیرون اومدیمو قبل از این که بچه ها ببیننمون جیم شدیم تو اتاق....





لباس زیرامو پوشیدم و یه تاپ شلوارک قرمز مشکی پوشیدم...





اوف موهامم که دیگه اصن نگوووووووووووو.... جونم در اومد تا شونشون کنم.....





شونه ی موهام که تموم شد تانی برام بافتش.... بعد از زدن کرم منتظر تانی شدم....





اونم یه تاپ شلوارک صورتی یاسی پوشید موهاشم من شونه کردم و بافتم....





با زدن کرمش با هم دیگه از اتاق خارج شدیم..... رفتیم پیش بچه ها که داشتن میوه میخوردن...





دوتا بشقاب از بی بی گرفتم و واسه خودمو تانی بردم..... و شروع به لمبوندن میوه کردیم....





میوه ها که تموم شد با همفکری تصمیم گرفتیم که بریم جنگل جوج بزنیم.....

واسه ی همینم سریع رفتیم سر چمدونا تا آماده شیم....





نیلوفر :

بعد از گرفتن کلی عکس که ایشالله کوفتش شه اینقدر خوشگل گرفتم به سمت بچه ها راه افتادیم...





romangram.com | @romangraam