#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_152


اما دوباره رامیار فک زد :





این کمه..... به اضافه ی یه چیز دیگه باشه.....





گفتم: چی؟





گفت :رقص عربی..... هرکس باخت بیست درصد سهام شرکتشو به طرف مقابل میده به اضافه ی رقصیدن با لباس عربی جلو همه....





چی؟؟؟؟؟؟؟ این چه زری زد؟؟؟؟؟





قبول نکنم دست برام میگیره...

من که میبرم.....





نمیدونم چجوری اما وسوسه دیدن رقص خنده دارش باعث شد قبول کنم و تا حاضر شدن عصرانه بازی کنیم.....





شروع شد..... تموم حرکاتشو از بر بودم.... بالاخره خو یه روزی.......





چون حرکتاشو میدونستم خیلی راحت مهره هاشو از بازی بیرون مینداختم.....





همه جا سکوت مطلق بود.....





و دریه حرکت :





کیش و مات......





کاش میشد از زندگیمم کیش و ماتش میکردم.... قبل از اینکه توی شطرنج زندگیم ببره....





قبل اینکه قلبمو مات کنه....





نیلوفر :

با کیش و مات کردنش صدای دست بچه های خودمون بالا رفت...





romangram.com | @romangraam