#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_142
+😂😂ایول... خواهری عمو هست؟؟؟
_اوهوم، چطور؟؟؟
+آجی، خو گوشی رو بش بده...
_اوک، از اول هم با من کار نداشتی؟؟؟
+عخی، این چه حرفیه، کار واجب باش دارم...
_باش.... بصبر..
بابااااااااااا، ددیییییی، پاپاااااا
آروم دستمو گذاشتم رو گوشی و به طنی گفتم :
بدبخت عمو....
اونم گفت :والا....
دستمو از جلو گوشی برداشتم... چند ثانیه بعد عمو گوشی رو از نگین گرفت و گفت :
جونم عمو جون.....
گفتم :سلام عمو جون.... اگه میشه از این نگین فوضول دور شین نمیخوام بشنوه....
نگین از اونور جیغ زد :فوضول خودتییییییییییی....
گفتم :کاملا معلومه....
عمو با خنده بعد از چند دقیقه گفت :دور شدمجونم عمو؟؟؟
گفتم :عمو جون تولد نگین نزدیکه... ازتون خواهش میکنم به عنوان کادو بزارین انتقالی بگیره بیاد پیش ما......
ما هم همینجا براش تولد میگیریم....
romangram.com | @romangraam