#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_134
اینا حق منو تو داشتن رو خوردن
خیلی دوست داشتم از آرتیمان بپرسم که چرا رفت اما خوب مطمئن کوچیکم میکرد....
پس منم دست رو دلم گذاشتم و فقط به پرسیدن حال آبتین چطوره اکتفا کردم....
اونم گفت :عالیه.... اتفاق خاصی نیفتاده که بد باشه حالش.....
فقط دلش برا پرستارش تنگ شده.....
منم گفتم :مگه من رفتم؟؟؟
گفت :نرفتی؟؟؟
تا اومدم جواب بدم گفت :مهم نیست... بعد بیا آدرس جدید رو بگیر.....
هننن؟؟؟ جان؟؟؟ یکی حرفشو ترجمه کنه....
به زور جلو نیشمو گرفتم که وا نشه اما خدامیدونه تو دلم بندری میرقصیدم.....
نیلوفر :
بعد از چند دیقه دیدم همه جا ساکته و هیشکی هیچ حرفی نمیزنه گفتم چیکار کنم سکوت بشکنه؟
خب خب خب راهی نیافتم واسه همین هم عین بچه آدم نشستم و خفه خون گرفتم.....
اما دیدم نمیشه..... حوصلم سر میره......
یافتممممممممممممم.....
به تانی زنگ میزنم.....
گوشیمو در آوردم و اول یه اس بش دادم .....
گفتم :تانی جوننننننن من ضایع نکن ...بت میزنگم صداتو کلفت کن یکم و مث آقامون بام حرف بزن ....میخوام حال یکیو بگیرم ....
اونم که رو گوشیش ولو بود یه ثانیه بعد جواب داد .....:اوک ...بزنگ
زنگیدم ....
romangram.com | @romangraam