#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_100




درست همینجا بود...





سرموقع رسیدم.. در ماشینو قفل کردم و رفتم پایین...





با نام خدا وارد جایی شدم که حرمتش برام خیلی بود...





با منشی صحبت کردم و کارای ثبت نامم رو انجام دادم...





بعدش رفتم رخت کن و لباسامو عوض کردم...





بعد از بستن کمربندم قدم اولو روی تاتمی (پوشش زمین ورزش های رزمی) گذاشتم...





من تکواندو کار بودم... مدال جهانیم توی رشته ی پومسه و هان مادانگ داشتم....





از همون اول از کیوروگی خوشم نمیومد...





در سن بیست سالگی دان چهار داشتم..





(این مسئله حقیقته... چون با حساب سر انگشتی فهمیدم بیست سالگیم دان چهارم رو دارم و برای پنج باید آماده شم)





از استاد اجازه گرفتم و وارد کلاس شدم....





استادم از وجود من توی کلاسش ابراز خشنودی کرد...





شروع به گرم کردن کردم...





بدنم هنوزم رو فرم بود و مشکلی برای انجام تمرینات نداشتم...





بعد از گرم کردن استراحت داشتیم...





منم رفتم آب خوردم و برگشتم...

romangram.com | @romangraam