#آوا
#آوا_پارت_125

اکبر آقا : آره خیلی خوب شده خانم دکتر گفتند یکی دو جلسه دیگه بهتر از اینم میشه


: خدا رو شکر


اکبر آقا : اگه نون تیلیت کردید بدید براتون آب بیارم


: دستتون درد نکنه


کاسه ها رو برد


سلام اینجا


لبخندی زدم برگشتم سمت کوروش : سلام خوبی ، سحر خیز شدی


کوروش : ایراد نداره بشینم


: نه بشین


کوروش : خوبی ، دیگه نیومدی پایین


: اره خوبم ، اینجوری بهتر


کوروش : بهتر دیگه تمومش کنی مامانت گناه داره


: می دونم


کوروش : پس چرا داری کشش میدی


شونه هام و بالا انداختم : نمیدونم


اکبر آقا اومد و با یک حالتی به کوروش نگاه کرد : آشنا هستند اکبرآقا . کوروش ، اکبرآقا


اکبرآقا سری تکون داد و رفت


کوروش : مثل اینکه خوب می شناست


: آره ، همیشه میام اینجا


کوروش : ولی بهتر بود با یک مرد بیان اینجا


مهتاب خندید : با مرد اومدیم

کوروش بهش نگاهی کرد که یعنی چی ؟ اول به خودش گرفت



romangram.com | @romangraam