#ارباب_صدایم_کن_پارت_155

هم کاری نداری"

"همه ی اینا رو نگه میداری "

"ودقیقا"

"سر کسی خالی میکنی"

"که دلتنگش هستی"

قسمت هفتاد وهشتم

سلنا

---------------------------

صدای دادهای پیاپیشون از بیرون میومد.

دستمو روی گوشام گذاشتم تا چیزی نشنوم.

درباصدای بدی باز شد وبه دیوار برخورد کرد .

سرمو بالا گرفتم وبهش نگاه کردم .

چرا اومده بود اون که به چیزی که میخواست رسید.

قدمی جلو گذاشت که شاهرخ جلوش وایستاد.

با دست کنارش زد که شاهرخ گفت: چی از جونش میخوای؟

- هیچی نمی خوام فقط برگرده.

شاهرخ پوزخندی زد وگفت: دیگه می خوای چه بازی سرش دربیاری؟

- من دیگه باهاش کاری ندارم ....

- خوب راحتش بذار.

- نمی تونم.

romangram.com | @romangram_com