#زحل_پارت_169


مهری _می خوای از بیرون بگیریم ، با بچه سخته.

_نه، من همیشه آرزو داشتم مثل بقیه زندگی کنم،بچه داشته باشم،برای مهمونا غذا درست کنم،یه سر پناهی باشه که نفس بکشم، بدون این که برام خطری داشته باشه؛این زندگی شبیه آرزوی منه.

می دونید،مهری خانم اون بیرون کلی زن هست که متنفرن از این آرزو،اما اونا هیچ وقت مثل من تو پارک نخوابیدن، تو سرما گرما نموندن،شبو با صدای قارو قور شکمشون نخوابیدن،بی پدر و مادر نبودن،زندگی بی سرو سامونی نداشتن...زندگی اشتباهی نداشتن،اصلا فکر می کنند اونایی که شبیه منند وجود ندارند،داستان ما برای تو کتابا و حوادث توی روزنامه است.

شاید اگر زن تحصیل کرده ای بودم ، آرزوم متفاوت بود،اگر زن شاغل و هنرمندی بودم ، آرزوهام پررنگ تر بودند، مثلا،ارتقاءشغلی،بورسیه،فلان دانشگاه تدریس کنم،فلان سرمایه گذاری...

آدما آرزوهاشون براساس مهارت ها و فکراشونه ...،کسی که دکترا داره،استاد دانشگاهه، توی سرش پر از کتاب هاییه که خونده،وقتی یه اتیکت مهم رو شه،...مگه می شه آرزوهاش شبیه آرزوهای من باشه؟!.... اما...هر چی باشه این کارا به من آرامش می ده،حس می کنم شبیه آرزوهام شدم خونه،زندگی تو محیط امن،غذا درست کنم مهمون داری کنم،بچه ها رو بزرگ کنم،حد من اینه.

شبیه یه نوکیا یازده دو صفرم، که توقع ازش در حد یه تماس و فرستادن مسیجه؛ اما توقع از آیفون سون هزار چیز ناشناخته است.

مهری لبخندی زدو گفت:مهم نیست تو چی کاری انجام می دی،مهم اینه که تو توی هر کاری هستی، به بهترین نحوه انجامش بدی. همه ی آدم ها شبیه هم نیستند،این خونه، این بچه ها، این زندگی، فعلا به استاد دانشگاه نیازی نداره. بله، باید درستو بخونی چون تو دوتا بچه داری بزرگ می کنی، باید پویا باشی و تحصیل کرده، تا بنا بر نیاز بچه ها پاسخ گو باشی، اما الان موقعش نیست. الان اون زمانیه، که تو مرافبشون باشی و محبت کنی و خداروشکر کنی، قبلا تو مهد کار می کردی و می دونی باید چی کار با بچه ها کرد.

دستمو گرفت و گفت:هیچ کس صاحب خونه نیست،همه مثل همیم،کسی توی این دنیا نه مالکه نه صاحب،همه مستأجریم،سهم من و تو و بردیا و این بچه ها یکیه. امرزتو خوب بگذرون،دیروز که گذشت؛ فردا هم نمی دونیم میاد یا نه،الا
نیلوفر قائمی فر, [۰۷.۰۹.۱۷ ۲۲:۰۵]

ن ولی هست،پس تو هر شرایطی هستی ، هر جا قرار داری ، سعی کن به بهترین شکل بگذرونیش . بذار اگر آخرین لحظه ی زندگیته ، بایه خاطره و یه صحنه ی خوب تموم بشه.

به مهری نگاه کردم... پس این طوری،این قدر آروم و با رضاییت زندگی می کنه؟...


romangram.com | @romangram_com