#یه_نفس_هوای_تو_پارت_273
- انگلیس... واسه کارای شرکت باید برم... قراره یه دفتر دیگه اون جا باز کنند، منو برای انجام کاراش انتخاب کردند.
- چند روز؟
رادین:
- حداکثر یک ماه.
ناخواسته یه صدای آه مانند از گلوم اومد بیرون.
- چقدر دیر... نمی شه زودتر بیای؟
رادین:
- نه، مأموریته نمی شه نصفه بذارمش.
یه مزاحم کوچولو از گوشه ی چشمم روی گونه ام سُر خورد و نزدیک لبم موند... چه زود خودم رو لو دادم با کف دست پاکش کردم... یه لبخند گوشه لب رادین اومد برگشت درست سر جاش نشست و ماشین رو روشن کرد.
- کی قرار بری؟
رادین:
- دو روز دیگه.
- چرا زودتر نگفتی؟
romangram.com | @romangram_com