#توماژ_پارت_183

مامان –کسی معاف نمی شه همه باهم می ریم

-اخه...

-زنگ بزن آرتینم بیاد ببینم دیگه چه بهونه ای داری

-اخه من امشب یه کار کوچولو داشتم

پونه که دوزاریش افتاده بود گفت: حالا یه شب که هزار شب نمی شه تو هم اون کار کوچولو رو بزار برای یه شب دیگه

همه زدن زیر خنده که با ارنجم از خجالت پهلوی پونه دراومدم ، لب گزید ولی حرفی نزد

-نیم وجبی زبون دراورده برای من

romangram.com | @romangram_com