#توماژ_پارت_160


-دیوونه شدی پاکمهر؟

-دیوونم کردی

این بار وقتی بهم نگاه کرد جدی بود نمی خندید نه لب هاش نه چشم هاش دست به کمر جلوم ایستاد و گفت: خب ؟

-دنبال چی می گردی که قرص خب خب انداختی ؟

-دنبال کلید یه معما که شده خره جونم بگو خلاصم کن ...... کنار نمی کشم به روح مادرم پا پس نمی کشم هر کاری هم کرده باشی پای تو رفاقت و برنامه هامون هستم پس این تز لالمونی رو بزار کنار منم بفهمم با خودمون چندچندیم

رو لبه تخت نشستمو گفتم: انگار مجبوری از زور بازوت استفاده کنی ......


romangram.com | @romangram_com