#طلسم_شدگان_پارت_117
یاسمن کنارم اومد و روبان رو از دستم کشید : اره بابا همین مقدار کافیه میتونیم کل خونه رو باهاش تزیین کنیم ، حتی نوه هاو ونتیجه ها و ندیده هامونم ازش استفاده میکنن .
رامبد هم با نگاهی به روبان به حرف اومد : الوند جونم اخه خدایی فکر کردی کجا رو قراره تزیین کنن که پنجاه متر خریدی ؟ حداقل یه زنگ میزدی ، ولی خب اشکال نداره من میبرم مزرعه مو باهاش متر میکنم .
خاله در حالیکه می خندید سرفه ای کرد : بسه دیگه بیاین هفت سین و درست کنید که خیلی وقت نداریم .
خاله و مینا خانم به قصد درست کردن سبزی پلو با ماهی شب عید از جا بلند شدن و به اشپزخونه رفتن.
یاسی نگاه از اون دو گرفت و در حالیکه دست زیر چانه گذاشته به وسایل چشم دوخته بود لب زد : خب به نظرتون از کجا شروع کنیم ؟
همه ی نگاهها به سمت من چرخید ، رامبد دستهاش رو بالا اورد : من که هیچی از این مسائل حالیم نیست .
-خانم زمانی فکر کنم دیروز گفتی میخوای یه سفره ی هفت سین درست کنی ، هیچکدوم از ما که ادعایی نداشتیم .
لبخندی زدم : یه جوری میگید انگار من از حرفم کوتاه اومدم ، تا حالا روبان نبود که الان هست دیگه مشکلی نداره .
انگار ذهنم باز شده بود با اعتماد به نفس رو کردم سمت یاسی : فکر کنم اول بهتره کوزها رو طلایی کنیم .
یاسمن با اشتیاق دست بلند کرد : من اینکارو میکنم .
رامبد به تخم مرغ های پلاستیکی اشاره کرد : لابد میخواین اینارو هم رنگ کنید و جای تخم مرغ بذارید رو سفره از حالا گفته باشم من گول نمیخورم و تخم مرغ واقعی میخوام .
لجم گرفت از این حرف رامبد ، قصدم از خرید این تخم مرغ ها دقیقاً چیزی بود که رامبد اشاره کرده بود اما برای اینکه جلوی این ادم پر ادعا کم نیارم نیتم رو تغییر دادم :
-معلومه که اینا واسه جانشین شدن تخم مرغ رنگی مناسب نیست اینارو واسه تزیین گرفتم .
نگاهم لحظه ای روی اکلیل های براق توی کاسه ثابت ماند و فکری به ذهنم خطور کرد : این تخم مرغ ها رو باید اکلیلی کنیم .
رامبد ابروهاشو بالا داد : که چی بشه ؟
-سوال نداریم ایده میدم قراره اجراش کنید .
-اینم با الوند دلم نمیخواد اکلیلی شم .
الوند بی تفاوت شانه ای بالا انداخت :یه وقت خسته نشی ، من مشکلی ندارم فقط باید چیکار کنم ؟
romangram.com | @romangram_com