#تولد_نفرین_ها_پارت_167


_داری گریه میکنی؟

کیاترا:اره از شادی...

_از شادی؟

اون تو هوا دست وپا زد وامد جلو ودستام رو گرفت گریش شدید شده بود ولی میخندید اشکاش بخار سقوط رو به بالا میرفتن

کیاترا:تو دیگه ازادی

_چی؟یعنی چی؟

کیاترا:تو ازادی تو دیگه حالا میتونی مثل یه انسان زندگی کنی...دیگه کسی رو نمیسوزونی

_واقعا؟

کیاترا:اره

_پس...این اخرین دیدار ما هست؟

کیاترا:اره...ولی هر وقت بخوای من توی قلبتم کیارا

منم حالا اشک میریختم

romangram.com | @romangram_com