#سلطان_پارت_352


_پس عقد رو بخونم دیگه؟!

سلطان با لحن محکمی جواب داد:

_بله شروع کنید.

_هردوی شما به من وکالت می‌دید که عقد رو جاری کنم؟؛

سلطان بالحن محکمی جواب داد :بله

حاج آقا به من نگاه کرد،

آروم گفتم:

_بله...

حاج آقا با لبخند سری تکون داد و گفت:

_بسم الله الرحمن الرحیم...

زَوّجتُ مُوکّلَتی نفس....

مُوَکّلی امیرسام...



وبادست به سلطان اشاره کرد و بعد به من اشاره کردو ادامه داد:

romangram.com | @romangram_com