#سکوت_یک_تردید_پارت_157
دکتر رو به پرستار گفت:همچی نرمال!!؟
پرستار:بله آقای دکتر...
دکتر:خوبه...رو کرد به منو مامان ادامه داد:وقتی بهوش اومدن به ما خبر بدین...
_حتما...
دکتر لبخندی زد و به همراه پرستار از اتاق خارج شد...مامان رفت کنار تخت نیاز همونجور که گریه میکرد گفت:دختر خوشگلم...و روی صندلی کنارش نشست و شروع کرد به گریه کردن...بهش نزدیک شدم و گفتم:آروم باش مامانی آروم...ببین خواهرم حالش خوبه...تا چند ساعت دیگه هم بهوش میاد...
مامان سرش رو تکون داد...به نیاز نگاه کردم...عین فرشته ها خوابیده بود...عین یه فرشته بی جون و خسته...الهی فدات شم چرا این کارو کردی!!؟؟؟
رو کردم به مامان و پرسیدم:مامان چرا این کارو کرد!؟؟
مامان همونطور که اشکهاشو پاک می کرد گفت:نمی دونم وقتی رسیدم روی تخت افتاده بود و یه جعبه...و یه پاکت نامه کنارش بود....
با تعجب گفتم:نامه چه نامه ای!!؟؟
مامان که انگار یاد چیزی افتاده باشه...با ترس گفت:فکر کنم نام...نامه بابات بود...
یه تای ابرومو انداختم ....یعنی چی تو اون نامه نوشته شده بود...رو کردم به مامان و گفتم:مامان!!؟دیگه چیزی کنارش نبود!!؟
با ترس گفت:گ...گو...گوشیش...
گوشیش!!!نامه...و یه جعبه...قطعا یه ربطی به خودکشیش داره...باید میفهمیدم...چرا این کارو کرده...این خییلیی مهمه...
_مامان من میرم خونه نیاز بهوش اومد بهم زنگ بزن...
سرش رو تکون داد و با گریه گفت:باشه...
منم به سمت در رفتم و خارج شدم...جلوی در... آرتان و بهراد وایستاده بودن...به سمت آرتان رفتم و گفتم:آرتان میشه ماشینت رو بهم بدی!!؟
_آره حتما...این رو گفت و سوییچ رو بدستم داد...زیرلب تشکری کردم و گفتم که زود برمیگردم...به سمت در بیمارستان راه افتادم...وقتی رسیدم خارج شدم و تو خیابون دنبال ماشین آرتان گشتم...پیداش کردم و به سمتش رفتم و سوار شدم...بعد از چند لحظه به سمت خونه راه افتادم....
******
تند تند از پله ها بالا رفتم و کلید رو توی در چرخوندم...کفشهامو در اوردم وارد شدم...یه راست به سمت اتاق نیاز رفتم...روی تختش نشستم...روی تخت یه جعبه قرمز...که گل...یه ساعت که یادمه امیر واسه نیاز خریده بود...و حلقه اشون که قرار بود دستشون کنن اما رفتن ناگهانی امیر این اجازه رو بهشون نداده بود...تو جعبه بود...کنارشم یه نامه...نامه بابا بود...محتواش تقریبا مثل نامه من بود...با یک تفاوت که بابا آخر نامه نیاز نوشته شده بود:هرچی که شده باشه...تو دختر خودمی...توروخدا منو ببخش...ازت معذرت می خوام خییلی معذرت می خوام...خواهشا منو ببخش...دوستت دارم دختر خوشگلم هر کاری که کردم بخاطر این بود که از دستت ندم...همین...
romangram.com | @romangram_com