#شروعی_دیگر_پارت_177

بعد از اینکه چاقش کرد، شاهرخ نی رو از دستش گرفت.

پکی زد و دودش رو حلقه حلقه بیرون داد.

سوگل نگاه دوخت به حلقه‌هایی که بعد از چند ثانیه محو می‌شدن:

_چه خوشگل.

ارسلان نگاهی بهش انداخت و گفت:

_همچین کار شاقی هم نمی‌کنه، من ازش قشنگ تر حلقه درست می‌کنم.

با شیطنت ابرویی بالا انداختم و گفتم:

_مسابقه می‌ذاریم، هرکی بیشتر حلقه درست کرد برنده‌اس

ارسلان نی رو از شاهرخ گرفت و گفت:

_باشه

پک عمیقی زد و دودش رو حلقه حلقه بیرون داد.

من و سوگل و شهاب می‌شمردیم:

_یک

_دو

_سه

_چهار

_پنج

romangram.com | @romangram_com