#شروعی_دیگر_پارت_148
برگشتم سمت سوگل و گفتم:
_گروه خونیت چیه؟
با چشمای اشکی و ترسیده گفت:
_A+
نگران نالیدم:
_نمیخوره،نمیخوره.
_پارسا، گروه خونی پارسا به پانیذ میخوره.
برگشتم سمت خاله که رنگش مثل گچ شده بود و اشک میریخت.
_عمو پارسا کجاست؟
_نمیدونم، گفت میرم تا جایی و زود میام.
موبایلم رو از جیبم بیرون آوردم و شمارهی عمو رو گرفتم و گوشی رو به گوشم چسبوندم
یک بوق، دو بوق، سه بوق، چهار بوق..
بر نمیداشت.
دوباره شمارهاش رو گرفتم که ایندفعه بعد از دو بوق جواب داد:
_بله؟
_عمو کجایی؟
romangram.com | @romangram_com