#سایه_پارت_194

با نگاهی مشکوک براندازش کرد ،(پس اشتباه نکرده بود واین تغییر رفتارش دلیل خاصی داشت ) پس از لحظه ای سکوت پرسید :

-یعنی تصمیم به برگشتن گرفتی؟

-اگه بخوام بر گردم تو دلیل جدایمون و چی می گی؟

-مطمئن باش به همه می گم که تو بهم خیانت کردی،چون اگه دلیل دیگه ای داشتم از اول باهات ازدواج نمی کردم........

-اما قرار بود به دلیل عدم سازش از هم جدا بشیم .......

-این برای وقتی بود که طبق قرار از هم جدا بشیم ،نه حالا که فقط دو ماه از ازدواجمون می گذره.....

-تو فکر آبروی من نیستی؟

-مگه تو فکر آبروی من هستی؟

-اگه بخوای اینجوری حساب کنی ، این تویی که اول به من خیانت کردی ، فراموش کردی که رفتی خواستگاری........

آرمین با شگفتی به او نگریست وبا لبخندی گفت:

-دختر تو این همه خنگ و زود باوری من نمی دونستم؟

-منظورت چیه؟

لبخندش پر رنگ تر شد وبا آرامش گفت :

-هیچی !منظوری نداشتم ،حالا جدی می خوای برگردی؟

-آره !برمیگردم و به همه می گم تو رفتی خواستگاری یه دختر دیگه.....

-مدرکی هم برای اثبات این حرفت داری....؟

-تو چه مدرکی برای اثبات حرفت داری؟

-تمام بچه های دانشگاه امروز تورو با نیما دیدن ......

-منم می رم دختره رو پیدا می کنم.....

-یعنی اینقدر زرنگی؟! چه جوری می خوای پیداش کنی تو که هیچ نشونه ی ازش نداری.....

-پیدا کردنش سخت نیست ؛یه بپا برات می زارم.......


romangram.com | @romangram_com