#رخصت_پارت_131
کم تو روغن خودمون سُرخیم اینم شده قوز بالاقوز
وایسا سوگند خانم یه دوغی برات هم بزنم تا یه هفته اروغ بزنی (شرمنده یکم بی ادبی شد😅🙈🙈 )
💜ماهور💜
در اتاق به صدا دراومد _بله؟
_سارینام اجازه هست؟
از جا پاشدم رو سریمو میزون کردم روسرمو گفتم بفرما
در اتاق و بازکرد وبالبخند تشریف فرما شد
منم یه لبخند زدم
به قول مهناز الکی مثلا خعلی ازت خوشم میاد
اومد و کنارم نشست
_مزاحم که نشدم
_نه مراحمی
_حوصلم سررفته بود گفتم شاید همصحبت خوبی باهم باشیم
_صد البت
باذوق نگام کرد وگفت چه باحال حرف میزنی
با خنده گفتم حالا بابامو ندیدی
تیکمو نگرفت و باذوق بیشتر گفت
وای باباتم اینجوری صحبت میکنه سرمو تکون دادم وگفتم اره
با حسرت گفت چقدر خوب
چشه این بشر؟ اینم عین داشش داغونه ها .
_بابای من که همش رسمی حرف میزنه جلوشم که نمیشه حرف زد همش میگه دختر که اینطوری حرف نمیزنه
دختر که اونطوری حرف نمیزنه کلافه میکنه ادمو
_همه که یه تریپ نیستن
_اوومم اره خوب راستی اسمت ماهوره دیگه ؟
_اره
_اسمتم عین خودت قشنگه
-کوچیکم
_چند سالته ماهورجون
راستش یه طورایی از چغِربازی این دختره خوشم اومد انگا بی شیله پیله گی تو چشاش جار میزد
_بیست و یک
romangram.com | @romangram_com