#رخصت_پارت_128


از ماشین پیاده شدم

کولمو انداختم رو دوشم وگفت ن پ فک کردی قُپی میام

بچه ها خداحافظی کردنو رفتن من موندم و کاپیتان جک گنجیشکه رفتم سمت موتور زیر و روش و پاییدم

و دیدم بعله

زانو زدم زیر موتور وگفتم

برادر چیکا کردی بااین یابوی بدبختت

دست به سینه بایه پوزخند انگاکه ما قاقیم هیچی حالیمون نی گفت

چیشده مگه حالا؟

لبمو از حرص گاز گرفتمو گفتم بلدی درستش کنی

_مسلما اگه بلد بودم نمیزاشتم تو الان بهش دست بزنی

الله اکبر شیطونه میگه یه لگد بزنم بندازم یابوشو حواله بدم به جوب ها

_ببین بلد نیستی قیافه نگیر بزار کارموبکنم

سگرمه هاش از هم واشد نزدیک تر اومد وگفت پس بلدی

لبخندی زدمو گفتم بله برادر واس خودمون یه پا تکنسینیم

_خوب خانم تکنسین چیزی هم تشخیص دادی

دستام زیر موتور بود وداشتم درستش میکردم

_بله شیر بنزینش از قلاف دراومده

لبخند زد وگفت جدی؟

شیربنزین که از جا دراومده بود زدم سر جاش وگفتم بله جدی

از جام پاشدم خاک رو زانومو تکوندم و پشت موتور نشستم و استارت زدم

بادهن باز نگام میکرد یه لبخند تلخ رو لبام

و یه استارت

موتور که گرفت گفتم یه زمانی داش بزرگم به عشق رضا موتوری یه موتور داشت یه خاطره ی تلخ ازش برام موند ازاون وقته میگم یابو ….

سرشوخاروندوگفت

حالا چجوری برگردیم

پیاده شدمو همونطور که هوای موتورو داشتم گفتم شما برو من یه تاکسی چیزی پیدا میکنم میام

_نه محاله تنها بزارم بمونی

_پس ……اومممم ببین این سامسونتتو بده من

با تعجب کیفشو گرفت سمتم


romangram.com | @romangram_com