#رخ_دیوانه_پارت_177
سوار میشم اونم سوار میشه قفل مرکزی میزنه میدونم با قفل مرکزی هیچ راه فراری ندارم
چاقو کذایی میندازه جلوم و میگه برش دار
نگاهم کمی ترس داره
با لحن ارومی میگه بر دار نترس
اروم برش میدارم این که قلابی یعنی سر کارم گذاشت
همین طور که حرکت میکنه ازم میپرسه کجا برم
گنگ نگاهش میکنم
حرفش دوباره تکرار میکنه کجا برم تا بتونیم با هم حرف بزنیم
ناخوداگاه میگم پارک کوهستان
با لبخند نگاهم میکنه حتما عجیب حرف زدم
ماشین پارک میکنه میگه پیاده شو
پیاده میشم
توی فکر با هم دیگه هم قدم میشیم انگار داره حرفاش حلاجی میکنه و شروع میکنه به حرف زدن
romangram.com | @romangram_com