#رخ_دیوانه_پارت_162
اماده میشم یک مانتو نارنجی میپوشم که روش یک گل گلدوزی شده خیلی دوستش دارم با یک شلوار و قهوه ای شال که داخلش مخلوط خطوط نارنجی قهوه ای و طلایی با ست کیف و کفش قهوه ای
پیش به سوی خرید
وای خدای بزرگ سیبا از من سخت گیر تر برای خرید کردن
فکر کنم پاهام تاول زد از بس راه رفتیم
مانتو که خرید دیگه نذاشتم روسری خودش انتخاب کن اگر به سیبا باشه تا شب باید دنبال روسری باشیم این بود که خودم یک روسری براش انتخاب کردم خدا شکر خوشش اومد
به پیش نهاد من قرار شد بریم یک رستوران غذا دریایی خیلی تعریفش از اترین شنیده بودم دلم یک اهنگ کاملا غمگین میخواست چند وقتی استرس دارم
***
یه مرگ ساده میخوام یه مرگ پر شادی یه مرگه پر لبخند با طعم آزادی
یه مرگ ساده میخوام یه مرگ پر شادی یه مرگ پر لبخند با طعم آزادی
دستامون پیر میشه قلبامون میگنده چشما پر از نفرت رو لب ها تف خنده
وقت یک تصمیمه یک تصمیم ساده گمشدن تو غبار تو انتهای جاده
دلت خوش که میگن هنوز زنده ای دلت خوش هنوزم نفس میکشی
romangram.com | @romangram_com