#رخ_دیوانه_پارت_152
کلا خنده دارن این بچه ها
قرار شد هر دوتاش بریم
من چیزی احتیاج نداشتم اما ماشالاالله بچه ها کم نمی اوردن
کلا خرج میکردن خندم گرفت بود
به پیش نهاد بچه ها منم یک پیراهن پاییزه گرفتم با یک جوراب شلواری که بتونم اگر جایی دعوت شدم راحت بپوشم
بعد از خرید بلند بالا بچه ها تصمیم گرفتیم بچه ها برسونم خوابگاه چقدر خستم امدم از در پارکینگ سیتی سنتر بیام بیرون
که چشمم روز بد نبیه تصادف کردم
البته مقصر طرف مقابل بود با نگاه به ماشینش میشد فهمید پولش خیلی گزاف
فکر کنم این ماشین که خیلی تو چشم اسمش چی بود مازاتی مازاراتی
وی خدا اسمش مهم نیست خدا کنه الان داد بیداد راه نندازه یا نگه خسارت بده
البته خسارت بیمه میده
بچه ها انگار قبض روح شدن با صدایی که فکر کنم لرزشش مشخص بود با خنده اروم به بچه ها
romangram.com | @romangram_com