#پونه_(جلد_دوم)_پارت_57
_احسنت.دستت درد نکنه.
فلاسکو سر جاش گذاشتم که گفت:
_ خب حالا بيا بشين باقي آب ميوه تو بخور تا يه چيزي بهت بگم.
حرفشو گوش کردم و نشستم و پاکت آب ميوه مو برداشتم تا بقيه شو بخورم.
_ بفرمايين باباجون.
چند تا کشمش برداشت و توي دهنش گذاشت و يه قلپ از چاييشو سر کشيد و گفت:
_ نمي دونم خودت چيزي فهميدي يا نه.اما من امروز مي خوام در مورد يه موضوع مهمي باهات حرف بزنم.
در حاليکه با پاکت کاغذي آب ميوه بازي مي کردم و محتوياتشو تکون مي دادم گفتم:
_ بفرمايين باباجون.
استکانشو توي نعلبکي گذاشت و تک سرفه اي زد و گفت:
romangram.com | @romangram_com