#پونه_(جلد_دوم)_پارت_463





دنبالم اومد و پرسيد:

_ نگفتى پسرخاله ت واسه چى اومده بود؟

سعى كردم خودمو بى تفاوت نشون دادم.شونه اى بالا انداختم و جواب دادم:

_ گفتم كه هميشه مياد به مامانم اينا سر بزنه.اين بار اون سوغاتي رو هم با خودش آورده بود.

با يه نگاه عجيبى كه معنيشو نفهميدم بهم خيره شد و گفت:

_ هميشه؟

جواب دادم:

_ آره.خوبه از بچگى با هم بزرگ شديم و مى دونم.


romangram.com | @romangram_com