#پانتومیم_پارت_308
صدای جیغ پری رو شنیدم:
-مگه روانی ای...آیلین دارم روانی میشم
صداش نزدیک شد و بلند گفتم:
-گوشی رو بده به علی
صدای نفس نفس زدناش رو میشنیدم بعد چند لحظه صدای علی رو شنیدم
-بله؟
-حال پری خوبه سرش چیشده بود؟
صدای کلافش رو شنیدم:
-سر من رو بپرس...سر منو خورد...دختره روانیم کرد به قران من تابستونا میرم روستا پیش داییم کار میکنم...یه عده گاو و گوسفند بیشتر از این میفهمن...میاممیرسونمش خونه شما میرم خلاص میشم.
با خنده گفتم:
-خب ولش کن خودش بیاد
با صدای دادش از جا پریدم:
-با این موهاش! با این سر و وضعش!
صدای داد پری رو شنیدم:
-تو کیم باشی؟
صدای علی رو شنیدم :
-دوست شوهر دوستتم...قانع شدی؟
به زور خندم رو کنترل کرده بودم
-باشه بیارش،دعوا نکنید.
صدای زمزمه ی علی رو میشنیدم:
-ای سگ ب...رینه به این زندگی ملت عروس دریایی گیرشون میاد غش میکنه میبرنش بیمارستان مال ما نهنگ آبی
دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم از خنده ترکیدم و افتادم رو مبل و صدای جیغ جیغ پری اومد و بعد چند لحظه تماس قطع شد
بی شک اگه خیلی رمانی به قضیه فکر کنم شاید بتونم این دوتا رو جفت و جور کنم.
فضای خندم رو مهیا میکنن.
چند دقیقه تلفنی با بابا حرف زدم
و رفتم تا چایی دم کنم اما با دیدن کاغذی که روی کانتر بود چشمام ریز شد
امیر نوشته بود:
(-ساعت هفت میام دنبالت دانشگاه داشتم تو ام که دانشگاه رو پیچوندی چند وقته...
romangram.com | @romangram_com