#نقاب_من_پارت_199
من چي؟
اسم من و سونيا کنار هم مياد!
دل هامون چي؟
-چي شده اقاي دکتر خواهرم حالش چه طوره؟
نگاهش ميکنم دست کش رو از دست هاش در مياره
عينکش رو جا بجا ميکنه
و من...
حتي توانايي تکون دادن دست هايم رو ندارم
-اقاي ويد من بايد بگم حال خواهرتون شديدا بده بخاطر گلوله اي که نزديک سر شونش بوده دستش بايد مدتي بسته باشه دوتا از دنده هاشم شکسته و کتک زيادي خورده و بخاطر تجاوزي که بهشون شده فکر نکنم حالت روحي خوبي......
ديگه نکشيدم...نشديدم
...نديدم... حس نکردم....
مشت هاي پياپي که به صورتم و بدنم ميزد باز هم درد رو حس نميکردم
-تقصير توئه لعنتي بود براي نجات جون تو خودشو فدا کرد
صداي جيغ يه زن .... دست گذاشتن روي شونه هام .....
ديويد بغل لورا مانند بچه اي بود که دنياشو ازش گرفته بودن
حال من بايد بد تر ميبود چشم سبز من
ديگه سو نداشت؟ دخترانه هاش چي؟
ديگه شيطنت نداشت؟
(سونيا)
چشم هايم را که باز کردم تيري در قفسه س*ي*ن*ه ام کشيد که مرا وادار به داد زدن کرد
-سونيا سونيا خوبي؟
از درد نتونستم چشم هايم رو باز کنم ولي صداي نگران ساميار رو به راحتي ميتونستم تشخيص بدم
دستم زير س*ي*ن*ه ام قرار دادم و از درد ناله ميکردم
بعد چند لحظه ديگه نه دردي داشتم و نه هوشياري
romangram.com | @romangram_com