#_نبض_احساس_پارت_213
پندار:هيچي....
بهار:مثلااومدين ماه عسل ها.چرانشستين پس پاشين برين بگردين ديگه.
_يني داري ازخونه بيرونمون ميکني ديگه نه؟
بهار:نه به جون داداش.
ازجام بلندشدم ورفتم ازپشت بغلش کردم وگونشوبوسيدم وگفتم:ميدونم خوشگلم داشتم شوخي ميکردم.(روبه نازنين)خانومي پاشوآماده شوکه بريم.
پندارماشينش رودادتاراحت تربريم وبيايم.
_وقتي اينجابوديم نتونستيم دوتايي شهروبگرديم.
نازنين:به جاش الان تلافي ميکني.
_صددرصد.خب دلت ميخوادکجابريم خانومم؟
نازنين:بريم لوناپارک
_پس بزن بريم.
رفتيم لوناپارک وسوارچيزاي مختلف شديم.ماشالله مثه هميشه شلوغ بود.
romangram.com | @romangram_com