#می_گل(جلد_اول)_پارت_705
مي گل که سکوت شهروز ديد باز سر بلند کرد
-چرا نميخوري؟
-نظرت چيه؟؟؟
-در مورد غذا؟
-نه!!!در مورد من و بيماري که دارم.
مي گل قاشق و چنگالش و انداخت و گفت:مطمئني اين بيماري و داري؟
-من ازمايشم مثبت بوده!
-اما بايد ازمايشهاي تکميلي بدي
-نميدم
-چرا؟
-براي اينکه خيلي ضعيفم...دارم داغون ميشم همين که تو شک داشتن و نداشتن اين بيماريم راضي ترم تا اينکه بفهمم حتما اين ويروس لعنتي تو وجودمه!
romangram.com | @romangram_com