#می_گل(جلد_اول)_پارت_626
-مگه من جواب دادم؟؟؟
شهروز خنده ي تلخي کرد و گفت:ايشالله تا اون موقع جواب ميدي..اون هم جواب مثبت!!!حالا ميخواي برات يه آهنگ بزنم؟؟؟يه اهنگي که خيلي به امشبمون مياد؟؟؟
مي گل با پهن تر کردن لبخندش موافقتش و اعلام کرد...اما برخلاف انتظارش شهروز اينبار به سمت گيتار سفيد رنگش رفت!!!
بعد از نواختن ملودي آهنگ....شروع به خوندن کرد....خوندني که از هر کلمه اش بوي عشق ميومد....مي گل احساس کرد ميتونه از توي هر ملودي رنگ صداقت و بخونه....چرا که نه؟؟؟چرا تا آخر عمرش با شهروز نباشه؟؟؟
*درسته سنش زياده اما ميتونه مرد زندگي باشه...مثل جوون شنگلاي الان دو روز ديگه نميره با کس ديگه اي....قبلا هر کاري ميخواسته کرده..ميشه عشقش و باور کرد....ميشه روش حساب کرد!!!
romangram.com | @romangram_com