#می_گل(جلد_اول)_پارت_611




از در رفت بيرون.....شهروز توي سالن منتظرش ايستاده بود..دستش و از تو جيب شلوارش در اورد و اومد به سمتش.....





-خوش اومدي خوشگلم!!!





-چقدر خونه خوشگل شده....اين همه گل به ادم انرژي ميده!!!





-قابل خانوم مهندس گل مارو نداره!!!




romangram.com | @romangram_com