#می_گل(جلد_اول)_پارت_522



مي گل سري تکون داد يعني متوجه شدم!!!چند مورد ديگه هم توضيح داد تا اسب و اوردن...





-مرسي اسلام...





اسلام رفت...شهروز کمي دور تا دور اسب راه رفت و به زين و رکاب ور رفت و درستشون کرد و بعد يهو يادش افتاد مي گل کلاه نداره...اسلام و که پشت بهشون داشت ميرفت صدا زد





-بله اقا؟؟؟





romangram.com | @romangram_com