#می_گل(جلد_اول)_پارت_498
هيچي نپرس...
-باز سوپرايز؟؟؟
-پس چي!!!!؟؟
مي گل اينبار خريدارانه تر شهروز و نگاه کرد...پيش خودش فکر کرد کاش ميشد بريم خونه...از اين فکر خودش خجالت کشيد..چه بي حيا شدم....
-چقدر خوش تيپ شدي..از اين هدي که ميزني به سرت خيلي خوشم مياد قيافه ات و يه جوري ميکنه؟؟؟
romangram.com | @romangram_com