#می_گل(جلد_اول)_پارت_490

-يعني مياد؟؟؟





حالا ديگه رسيده بودن جلو در حوزه.....





-حتما مياد من قول ميدم...





-مي گل انگار جون دوباره گرفت....انگار فکري که تو ذهنش نشسته بود نا خودآگاه انرژيش و گرفته بود.





در و باز کرد بره پايين که آرمان گفت:مي گل...همين دور و بر پارک ميکنم تا برگردي!!!

romangram.com | @romangram_com