#می_گل(جلد_اول)_پارت_358
-چه خبرا؟؟؟از اون گلاره بي معرفت چه خبر؟
-اون هم سرش با سعيد گرمه!!!
مي گل سيخ نشست رو مبل و گفت:مگه اومده؟
-آره...ولي نترس تنها اومده آراد مونده اونجا...کار داشته!
مي گل نفس عميقي کشيد و گفت:ترسونديم بابا!
-نترس...به جاش پاش و آماده شو که پنجشنبه خونه مايي!
-چه خبره؟
-تولدم يادت رفته مگه؟؟؟هر سال آخرين پنجشنبه سال ميگيرم ديگه!!!
مي گل با بي ميلي گفت:نه...من نميام!!
-د غلط ميکني...باز شروع کردي؟
-باز شروع کردي چيه؟؟؟حوصله ندارم!!!
-پشيمون ميشيا...اين مهموني با مهمونياي ديگه فرق ميکنه!!!
-چه فرقي؟؟؟پارسالم اومدم ديگه..درسته خيلي خوش گذشت...
romangram.com | @romangram_com