#می_گل(جلد_اول)_پارت_293
-دعوا کردم تموم شده....اين مهر تمديد بود!!!بريد تو...بيام باهات؟
-نه برو.... با بچه ها ميرم!
تا بالا سه تايي تو سر و کله هم زدن.
توي خونه سما و گلاره خودشون و ول کردن رو مبل.
سما:چرا باز چلاقي؟؟انگار هر بار ما ميايم خونتون تو بايد چلاق باشي!
-ديروز تو حموم ولو شدم کف زمين...پام پيچ خورد!
-چلمن....
-خودتي...پاشيد بريد براي خودتون يه چيزي بياريد بخوريد..توقع نداريد با اين پام ازتون پذيرايي کنم که!!!
گلاره در حالي که به سمت آشپزخونه ميرفت گفت:پس بي بي کجاس؟
-چقدر تو پررويي!
سما هم دنبال گلاره رفت و بعد از کلي وارسي کردن يخچال گفتن..هيچي که اين تو نيست....چي کوفت کنيم؟
romangram.com | @romangram_com