#ملودی_زندگی_من_پارت_177

- تو انگلیسی بخون آرشام فارسیشو؛ هوم؟

پس آرامیسم می دونست کدوم آهنگ و میگه!

روژین و ملینا همزمان دستاشونو بهم زدن و گفتن:

- عالیه؛ نظرتون چیه پسرا؟

کامیار به صورت قرمزش دستی کشید و گفت:

- دو صدای متفاوت؛ عــالیه.

مهبد که هنوز در حال خنده بود به پای کامیار ضربه زد و گفت:

-آره خوبه، ملودی شروع کن!

من با این هَمخونی کنم؟! اَه ...

اخمی کردم و گفتم:

- بسه دیگه؛ انقدر نخندین!

کامیار با خنده ی بی صداش به سر مهبد ضربه ای وارد کرد و گفت:

- نخند دیگه بچه!

از کارش خنده م گرفت.

جواب مهبد و دادم:

- باشه اما نمی خواین نظر آرشام و بدونین؟ شاید دوست نداشته باشه همراه من بخونه.

نمیتونستم رسمی صحبت کنم چون سختم بود!

آرشام پسر سنگین و متینی بود. همون موقع سر قضیه حرف روژین آروم خندید و کم کم خنده شو قطع کرد و چهره جدی به خودش گرفت.

با چشمای سردش نگاهم کرد و گفت:

- مشکلی نیست، شروع کنین.

هه، مشکلی نیست؟ مگه من گفتم مشکلیه؟!

تو دلم اداشو در اوردم: "مشکلی نیست. "


romangram.com | @romangram_com