#مرا_دوباره_آغاز_کن_پارت_195
-تو که به خوب شدنت شک نداری؟
سرتکان میدهد و میگوید:نه.
نه ی محکمش دل پروین را قرص میکند.
-داوود کی میاد؟
فکر میکند برای عوض کردن بحث بهتر است از داوود صحبت کنند.
-فردا.
-خوبه دیگه داوود میاد پیشت.
-اره خوبه.
-دختره ی چش سفید،یعنی از خداشه من پیشش نباشم.
-نه نه، به خدا اینجوری نیست.
پروین از این همه عجولانه بیان کردن واژه ها و هول کردن شمیم خنده اش گرفت.
-بابا شوخی کردم، مگه تو جرات داری با من بهت بد بگذره.
-ممنون که این همه خوبی.
-من فقط دوست دارم کنارت باشم، اگه خوب به نظر میام در برابر خوبیهای تو هیچی نیس.
romangram.com | @romangram_com